العلامة المجلسي
27
عين الحيات ( فارسى )
جواب نگفتند ، در مرتبهء سوّم گفتند : عليك السّلام يا رسول اللّه و رحمة اللّه و بركاته ، حضرت فرمود : چرا در مرتبهء اوّل و دوّم جواب نگفتيد ؟ گفتند : چون سلام تو را شنيديم از براى بركت خواستيم سلام تو بر ما زياده گردد ، حضرت فرمود : اين كنيزك دير به خانه آمده است او را آزار مكنيد ، ايشان گفتند : يا رسول اللّه براى قدم تو او را آزاد كرديم ، حضرت فرمود : الحمد للّه من هيچ دوازده درهمى نديدم كه بركتش از اين دوازده درهم بيشتر باشد ، خدا به اين زر دو مؤمن را پوشانيد ، و بندهاى را آزاد كرد « 1 » . و به سند معتبر منقول است از محمّد بن مسلم كه روزى به خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام رفتم ، حضرت طعام تناول مىفرمودند ، مرا تكليف نمودند ، بعد از آن فرمودند : مگر گمان دارى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله از روزى كه مبعوث شد تا روزى كه از دنيا رفتند هرگز تكيه زده چيزى تناول فرمودهاند ، نه و اللّه هرگز چشمى نديد آن حضرت را كه در حال طعام خوردن تكيه فرموده باشد ، بعد از آن فرمود : گمان دارى كه آن حضرت از نان گندم سه روز پىدرپى تناول فرموده باشد ، نه و اللّه كه سه روز متوالى از نان گندم سير نشدند از روزى كه مبعوث به رسالت شدند تا وقتى كه به رحمت ايزدى پيوستند ، من نمىگويم كه جدّم را اين مقدور نبوده ، بلكه گاه بود به يك كس صد شتر عطا مىفرمودند ، اگر مىخواستند سير بخورند و طعامهاى لذيذ بخورند مىتوانستند . و به درستى كه جبرئيل كليد گنجهاى زمين را براى آن حضرت آورد سه مرتبه ، و مخيّر كرد آن حضرت را در قبول ورد ، و گفت : اگر قبول كنى خدا از درجهء تو در قيامت چيزى كم نخواهد كرد ، و در هر مرتبه آن حضرت تواضع و شكستگى را
--> ( 1 ) بحار الانوار 16 / 214 - 215 ح 1 .